چهار شنبه سوری
درخشـش چشمات ..
سوزاننـدگی لبـهات..
داغــی عشقت
از رو آتیش میپرم
دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک



















هميشه اينگونه بوده است:
کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني.
پيش ازآنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي
مثلپروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين
به دورخود مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي .
هميشه اين گونه بوده است:
کسي که از ديدنش سير نشده اي زود از دنياي تو ميرود ، وقتي به خودت مي آيي که حتي ردي
از او در خيابان نيست فکر مي کردي ميتواني با او به همه باغها سر بزني ، هنوز روزهاي زيادي بايد
با او به تماشاي موجها مي رفتي ، هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشک مي ريختي.
هميشه اين گونه بوده است:
وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ، وقتي هنوز پيراهن خوشبختي را کا ملا بر تن نکرده اي
، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده اي ناباورانه او را در کنارت نمي بيني ،
فکر مي کردي دست در دست او خنده کنان به آن سوي نرده هاي آسمان خواهي رفت تا صورتت را
پر از بوسه و نور کند .
هميشه اين گونه بوده است:
او که ميرود ، او که براي هميشه مي رود آنقدر تنها مي شوي که نام روزها را فراموش ميکني ،
از عقربه هاي ساعت ميگريزي و هيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد.





متین ترین کلمه عشـــق است
جذاب ترین کلمه آشنــــایی است
پاکترین کلمه وجدان است
زشت ترین کلمه خیــــانت است
بدترین کلمه بی وفـــایـی است
سخت ترین کلمه تنهــــایــی است
و تلخ ترین کلمه جـــــدایی است









شمع هستم جان را فدات می کنم
فکر من باش که در این شهر گرفتاره توام
پس طبیب دل من باش که بیمار توام











دلم بد جوري واست تنگ شده ...! نمي دونم کجا پيدات کنم .
کجا دنبالت بگردم . منو عاشق خودت کردي و رفتي ...؟؟
مي دونم که خيلي از آدماي بهتر از من تو رو دوست دارن ...!
ولي منم خيلي دوستت دارم ...! من که از ديدنت محرومم ...!
ولي با اين حال يه لحظه هم از فکرم بيرون نميري.

ای دوست دلت همیشه زندان من است
آتشکده ی عشق تو از آن من است
آن روز که لحظه ی وداع من و توست
آن شوم ترین لحظه ی پایان من است

به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."
به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چيستی؟" گفت: "نگاهی بيش نيستم
سردي نگاهُ بشکن
فاصله سزاي ما نيست
تو بمون واسه هميشه
اين جدايي حق ما نيست
بودن تو آرزومه
حتي واسه يه لحظه
مي ميرم بي تو
خوندن من يه بهونه است
يه سرود عاشقونه است
من برات ترانه مي گم
تا بدوني که باهاتم
تو خود دليل بودنم
بي تو شب سحر نمي شه
مي ميرم بي تو



دلم گرفت ای هم نفس 
پرم شکست تو این قفس
تو این غبار تو این سکوت
چه بی صدا نفس نفس
از این نامهربونیا دارم از غصه میمیرم
رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو می گیرم

چه زيبا گفتم دوستت دارم! چه صادقانه پذيرفت چه فريبنده آغوشم برايت باز شد
چه ابلهانه با تو خوش بودم! چه کودکانه همه چيزم شدي! چه ناجوانمردانه نيازمندت شدم
چه زود به خاطريک کلمه مرا ترک کردی
چه حقيرانه واژه غريبه خداحافظي به من آمد
چه بيرحمانه من سوختم
ولی هنوزهم دوستت دارم


ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یار یا یار به من
یا هر دو بمیریم به پایان برسیم








1

اگر اشک بودم با چشمان خیسم دستان تو را می بوسیدم 



اگر عشق بودم در قلب مهربانت خانه ای پیدا می کردم 


اگر یاد بودم ... یاد تو را همیشه داشتم 


عشق من دوستت دارم![]()







