






بلبل نیستم که به هر شاخه ای غوغا کنم
شمع هستم جان را فدات می کنم
شمع هستم جان را فدات می کنم روزگاری است که من طالب رخساره توام
فکر من باش که در این شهر گرفتاره توام
فکر من باش که در این شهر گرفتاره توام گفته بودی که طبیب دل بیماره منی
پس طبیب دل من باش که بیمار توام
پس طبیب دل من باش که بیمار توام











+ نوشته شده در ساعت 10:25  توسط مانی و زهره
|
